حوصله خیلی حرفهای تکراری را ندارم ، در یک کلام شدیدا معتقدم همین روضه ها ، همین منبرها خود سنگین ترین ضربه ها را به دین می زند . اهل هیات و عزاداری و ... نیستم ، یعنی اصلا حوصله و اعصابش را ندارم ، اما گاهی که در ماشین نشسته ام یا جایی که مجبورم گوش کنم و هیچ راهی نیست می بینم هر کسی که آن بالا نشسته و حرف می زند و نعره می کشد آنچنان روایاتی می گوید که حداقل من به عنوان انسانی که نیمچه اعتقاداتی دارم می خواهد دو شاخ از سرم سبز شود !
امروز که در ماشین نشسته بودم و این فریادها از ضبط ماشین بلند شد یاد حرف پینک فلوید افتادم که خیلی قبل گفته بود آدم وقتی صدای این نعره ها را می شنود یاد بیماران جنسی می افتد ! واقعا نمی دانم که چرا حداقل با صدای خوش چیزی تعریف نمی کنند ؟ حتما باید با فریاد و عربده این حرفها را بگویند ؟
چند سال پیش که سرباز بودم در اتاق در طی این ده روز آنقدر از این فایلها با صدای بلند پخش کردند که هر بار حس می کردم دارم روانی می شوم ، هیچ راهی هم نداشتم گاهی پناه می بردم به بیرون اتاق تا کمی استراحت کنم ، تا کمی مغزم هوا بگیرد ! فلسفه اش را نمی دانم اما ....