بانگ موذن مرا کشد به مسجد
ناله جان سوز تار اگر گذارد
حبیب اگر گذارد ، جانم اگر گذارد
(1) خیلی مسخره ست که بدتر از من هیچوقت پاتو از کشور بیرون نذاشته باشی بعد هم مرتبا بخوای از واژه های غیرفارسی برای کلمات استفاده کنی ، نمی گم به سیستم بگو سامانه ، به کامپیوتر بگو رایانه یا هلیکوپتر برات بشه چرخ بال ! اما " ويژه" یا "خاص" ( درست یا غلط فارسی یا بیگانه ) کلمه ای بسیار متعارف در فارسی است این راحت تره یا اینکه بخوای بگی " خیلی specially " ؟؟ اونم در مورد مطلب به این سادگی و کشکی !
(2) ماهواره روشنه ، " شهره " داره می خونه ... در هر صحنه لباس عوض می کنه ، دامن کوتاهی به پا دارد ، روی تخت می شینه ، پاشو روی پاش می اندازه ، روی تخت می شینه ، به دیوار تکیه می ده !
ازم می پرسه این چرا اینجوری می کنه ؟
می گم این برای خوندن نیومده که ، اومده پر و پاچه اش رو نشون بده . یعنی اصلا بنده خدا نمی تونه بخونه !
این روزها معنی هنر ، خوانندگی ، موسیقی و همه عوض شده ! واقعا سعی می کنند به زور تصویر و بیکینی پوشان و رقاصان موسیقی را به خورد ملت بدهند ... واقعا با نگاهی متعصبانه به قضیه نمی کنم اصلا هم بحث غرب گرایی و ... ندارم صحبتم فقط این است که ترانه های امروزی اکثرا فاقد کیفیت لازم است ( از نظر ترانه ، موسیقی و حتی صدای خواننده ، ترانه های مخصوصا لس آنجلسی ها که دیگر معرکه است ! بعضی که فقط 3-2 بیت را مرتبا" تکرار می کنند)
بیشتر از این حیرانم که با هر کدام که مصاحبه می کنند می گویند روی این آلبوم یک سال است که داریم کار می کنیم و هزارها تعریف و تمجید ، روی کجای این آلبوم یکسال است که کار می کنید ؟
آلبومهایی که اکثرا می بینیم و می شنویم ، مثل این است که شعرها را شب ها سروده اند و فردای آنروز تا قبل از ظهر موسیقی و به اصطلاح تنظیم تا شب هم خواننده می ره برای ضبط و ... !
وقتی دوربین مرتبا" روی باسن خانوم سوژه زوم کرده و تا جایی که مقدور است پاها را به سمت بالا سیر می کند دیگر چه حرفی باقی می ماند ؟
حالا بعدا مفصل تر از موسیقی های امروزی خواهم نوشت .