تبليغاتX
روزانه های من ... - اندر حكايت رفت و آمد درون شهري!
فعلا اينجا چيزي نمي‌نويسم، به اينجا بياييد :‌ www.rouzaneh.ir
اگه اين روزا احيانا صبح‌ها يه نفر رو ديدن كه كيفش دستشه و از سمت ميدون هفت تير داره پياده خيابون رو به سمت كريمخان طي مي‌كنه و تو گوشش هدفون گذاشته و داره با Player چيزي گوش مي‌ده ، گاهي اخم مي‌كنه و با دقت گوش مي‌ده بعضي وقتا لبخند مي‌زنه ، گاهي هم حركات ريتميك نامحسوس انجام مي‌دهد‌،‌مغازه‌ها را نگاه مي‌كنه و خلاصه تو يك دنياي ديگه‌ست، بدونيد كه حتما من هستم‌‌‌!‌
بعد وقتي عصرها در همين مسير ( البته برعكس ديگر ) ديدن كه يه نفر داره با عجله مي‌ره و نه هدفون تو گوششه نه به مغازه‌ها زياد نيگا مي‌كنه و بعد تو ميدون هفت تير مث n نفر ديگه به حالت آويزون دنبال ماشين مي‌گرده بازم بدونين كه منم!
اين سوار شدن ماشين هم بعد از سركار خودش حكايتي داره! ديروز كه رسما ما وسط خيابون بوديم، اول اومديم مث شهروندان متمدن عمل كنيم فكر كردم آخه آن ابله‌ها چرا وسط خيابون ايستاديد؟ رفتيم اون عقب دقيقا جايي كه بايد عابران متمدن منتظر ماشين باشند ايستاديم و متمدنانه به پوزخند رانندگان و بقيه عابران محترم توجه كرديم بعد از چندين دقيقه ديديم نه خبري نيست كه نيست! يعني وقتي يه ماشين به سمت آدم مي‌آيد به دستگيره‌هاي در هفت هشت نفر لااقل آويزان هستند و دارند مي‌دوند! ديگه كم مونده در طرف راننده را باز كنند...انواع و اقسام حركات ژانگولر از همشهريان محترم قابل رويت است!
بعد در اين حين بايد خيلي حواست جمع باشد يعني شش دنگ حواست در پي شكار ماشين باشد ، چون اگر احيانا توانستيد دستگيره درب را بگيريد موقع باز شدن خيلي حساس است چون يك آن كه در را باز كنيد 5-4 نفر باهم طي يك عمليات كماندويي سوار مي‌شوند! مثل اين بازي صندلي بازي است كه يك صندلي كمتر از نفرات است ولي اينجا واسه 3 تا صندلي عقب 10 نفر نقشه دارند، خيلي خفن‌تر از آن بازي است!
يه عمليات جاسوسي هم هست اون به اين شكله كه نفر عقبي متوجه مي‌شود كه با شما هم مسير است و ديگر خودش را خسته نمي‌كند كه بگويد خيابون كوفت! تا شما مي‌گوييد و راننده اوكي مي‌دهد طرف مي‌پرد و سوار مي‌شود، در آْخرين لحظه بر مي‌گردد يك لبخند مليح تحويل مي‌دهد ،‌ يك عمليات پارتيزاني هم داريم كه در اين مقال نمي‌گنجد.
والسلام !

+ نوشته شده در  2007/12/3ساعت 8:40  توسط مهدی  |