در محيط كار اوايل فكر ميكنم خيلي از اين آدمها كه از صبح ميبينم صرفا همكار هستند، بدون هيچ وابستگي؛همين! بعد از مدتي فكر ميكنم نه ، انگار پيوندي بين همين آدمها معمولي برقرار ميشه به هر حال روزي 7-8 ساعت در كنار هم بودن كم نيست آدمها به هم عادت ميكنند، با هم زندگي ميكنند. طوري است كه اگه روزي يكي از همين همكارها حالش خوب نباشد اگر چيزي هم نگويد از چهره و قيافهاش ميشود گفت: "چيزي شده؟ انگار امروز خيلي سرحال نيستي". بعد فكر ميكني حالا خيلي از همين همكارها ديگه همكار نيستند، دوست هستند.
هفته پيش به همكاري كه حالا دوست است و داشت ميرفت گفتم دوستي ما ربطي به اين شركت و اين مجموعه نداشت ، ما دوست هستيم ، بازم همو ميبينيم!
چند روز پيش به آن ديگري sms زدم كه "به هرحال دنيا خيلي كوچيكه شايد چند سال ديگه دوباره يه جا باهم همكاري شديم مگه نه؟"
حالا اين روزها كمي از بعضي چيزها دلتنگم ، سخت است. ميدانم كه احتمالا حرفهاي نيست، ميدانم كه .... اما به هر حال چه ميشود كرد؟ اين روزها ؛ كاش زودتر بگذرد.