تبليغاتX
روزانه های من ... - خوشبختی
فعلا اينجا چيزي نمي‌نويسم، به اينجا بياييد :‌ www.rouzaneh.ir

(1)  امروز به شدت دیر می گذره ، خیلی سخته ، دوست دارم تموم بشه ، دوست دارم آخر هفته باشه ، دلم تعطیلی می خواد ، دلم استراحت می خواد . فعلا مخم نمی کشه ، تعطیل کرده !

 

(2) در پست قبلی ازم پرسیده بودند خوشبختی چیه ؟ شاید حرفام کمی آرمان گرایانه به نظر رسیده باشد ، شاید خیلی ها بگویند دلت خوش است ، شاید بگویند خوشبختی یعنی پژو 206 ، شاید بگویند یعنی خانه ، زن ، بچه یا ...

خوشبختی نسبی است ، خوشبختی بستگی به خود آدمها – به خود ما - دارد .

کسی می تواند با همان پژو 206 و خانه و زن و بچه خوشبخت نباشد ، اما شاید دیگری بدون اینها و با داشتن یک زندگی آرام و ساکت خود را خوشبخت ترین بداند . چیزی که به نظرم وجود دارد که پول و مادیات می تواند ابزاری برای خوشبختی باشد – خود خوشبختی نه اما ابزاری برای آن -  زیاد آرمان گرایانه حرف نمی زنم چون فقر هم می تواند عاملی برای بدبختی باشد ( یه جمله معروفی داریم – یه چنین چیزایی با این مضمون - که می گه پول خوشبختی نمی آره اما فقر می تونه بدبختی  بیاره ) من تا حدودی با این حرف موافقم .

به نظرم هر چقدر هم نیمه پر لیوان را ببینی نمی شه کار نداشته باشی ، اجاره خونه ات عقب باشد ، کلی بدهی داشته باشی و زن و بچه به جانت غر بزنند اما خود را خوشبخت بدانی . شاید دید مثبت به قضیه و امید داشتن بتواند تلاشی برای بازگشت به وضعیت نرمال باشد اما خوشبختی نه ...

اما حالا ماجرایی بشنوید ، کسی را سراغ دارم که همه چیزهایی که شاید بعضی به عنوان فاکتورهای موفقیت و خوشبختی بدانند ، به دست آورده است . مدرک معتبر دانشگاهی ، خونه ، ویلا ، شرکت ، پول اما با همین اینها خودش می گفت که بدبخت است ، خودش می گفت که خوشبخت نیست ، خودش می گفت که همیشه در خانه بگو مگو و جنگ و دعوا دارد ، خودش می گفت که خانه و زندگی را به نام زن و بچه اش کرده و حتی اگر یکهفته به خانه نرود کسی از خانه اش تماس نمی گیرد که کجایی و ...

+ نوشته شده در  2006/6/20ساعت 15:50  توسط مهدی  |