بعضی روزها که آدم براش روزشماری می کنه ، چه زود می آیند و می روند و فقط یک خاطره از آن می ماند ...
تا بعد !
(1) رئیس جمهور پیش بینی نشده ای داریم ، یعنی معمولا مردم ، سیاستمداران ، جامعه بین المللی هیچ گاه نتوانسته اند که رفتارهای او را پیش بینی کنند . به همین آخرین موضوع در روزهای اخیر توجه کنیم : در حالیکه همه روسای جمهوری ، سران سایر کشور با زبانهاهای مختلف از دیپلماسی تا تهدید درخواست می کنند تا ملوانان بریتانیایی آزاد شوند ایران بر سر مواضع خود اصرار دارد و وقتی .... به یکباره در یک نمایش هیجان انگیز همه ملوانان مشمول عطوفت اسلامی می شوند .
در همین دو ساله ی اخیر اوضاع داخلی مملکت ، خصوصا وضعیت اقتصادی ، معیشتی به شدت رو به افول گذاشته است ، از طرفی سایه این تحریم بر بازارهای داخلی سنگینی می کند . کسانی که می گفتند حالا خاتمی یا احمدی نژاد ، چه فرقی دارد ؟ فکر می کنم حالا برای همه مان تا حدودی مشخص است ...
(2) در رختکن خاطرات چند هفته پیش پستهایی خواندم که بسیار برایم جالب بودند ، چند روز پیش دوباره پیدایشان کردم و دادم که پدر بخونه . خواستم هم اینجا تشکری بکنم از S عزیز بخاطر نوشته های ساده و روانش و هم دوباره لینک بگذارم برای آنها که احیانا هنوز نخوانده اند ...
امروز در تهران بارانی می آمد که ... واقعا از آن بارانهای بهاری ، باران ریز و تند . در ماشین که نشستم رادیو " ببار ای ابر بهار " با صدای شجریان را پخش می کرد . با این هوا و روز بهاری بدجوری پر از احساس شدم .
آهان ! یه چیز دیگه که می خوام در موردش حتما بنویسم دیشب " صدای آمریکا " VOA با حسین علیزاده گفتگویی داشت ( سایت که فیلتر است و نمی توان به آن لینک بدهم ) تا به حال مصاحبه تلویزیونی ازش ندیده بودم ، به نظرم رسید که چقدر زیبا و با منطق صحبت می کند . به قول مجری " مانند سازتان زیبا حرف می زنید " ، از خیلی مسائل موسیقی صحبت کرد ، از کار با اساتید و خواننده های مختلف ، از گروه جدید هم نوازان ، از کنسرت بم ، از مرکز حفظ و اشاعه موسیقی که قبل از انقلاب تشکیل شده بود و تا چه حد موثر بوده است و بسیاری چیزهای دیگر .
در سری جدید کنسرتهایش ( البته در خارج از کشور ) با یکی از شاگردان قدیمی اش به نام افسانه رسائی و یک نفر دیگر به عنوان دو خواننده گروه کار مشترکی را به صحنه برده است . مطلب جالب و منطقی را که در مورد صدای خوانندگان زن در ایران می گفت این بود که وقتی صدای زن در موسیقی نباشد یعنی فاجعه ، یعنی مثل آنکه به یک نقاش بگویی از این رنگها نباید در اثرت استفاده کنی ، یعنی آنکه به من به عنوان آهنگساز بگویی به جای 4 نوع صدا برای ارکستر تنها باید از دو صدا ( صدای بم و زیر مرد ) استفاده کنی و در آخر آنکه هنگامی حذف این صدا برایش توجیه پذیر است که زن از زندگی مردانه و از این کره زمین حذف شود و به گفته خودش یعنی پایان حیات بشری . گفت که حاضر است با هر کسی در این خصوص مذاکره و مناظره کند ( اما افسوس که آنهایی که به این امر معتقدند اصلا علیزاده و امثال او را قبول ندارند که بخواهند گفتگویی بکنند ) . مطلب جالبی که در این خصوص می گفت این بود که اگر در موسیقی عمل خلاف و ابتذالی بخواهد انجام شود با صدای یک مرد نیز می تواند چنین باشد .
در طول برنامه هم قطعاتی از اجراهای مختلف به خصوص از شورانگیز علیزاده پخش شد ، بر خود بالیدم که در کشوری هستم که همچنین موسیقی و سازهایی دارد و غصه خوردم که چطور در نیویورک به سادگی کنسرتی با جمعیتی حدود 3 تا 5 هزار نفر برگزار می شود اما در ایران این امر به سختی میسر است و حتی آنقدر این افراد دلزده شده اند که دیگر حوصله این اجراها را ندارد .
وقتی تصاویری را از علیزاده نشان می داد که ساز را در بغل گرفته و گویی ساز جزئی از وجودش است ( این را از سر شعار نمی گویم اگر تصاویر را می دید حس می کردید این ساز جزئی از وجود این مرد است ) و وقتی خودش گفت خوشبخت است و امن ترین جا برایش روی صحنه است که می تواند حرفهای درونی اش را با مردم بگوید حس عجیبی داشتم .
کیک زرد ، احمدی نژاد ، انرژی هسته ای ، شورای امنیت ، حق مسلم ، صدور قطعنامه اول ، منوچهر متکی ، بی ادبانه ، صدور قطعنامه دوم ، ملوانان بریتانیایی ، مهلت 60 روز ...
می خواستم از خیلی چیزها بنویسم ، شاید از سفر احمدی نژاد به شورای امنیت ، شاید درمورد تشدید تحریمهای احتمالی ، شاید از اسکناس جدید و بی ارزش 5000 تومانی ، شاید گلایه ، شاید یک حرف اما ...
فکر کردم این اولین پست نوروزی سال 85 است ، پس بهتر است این پست را با گلایه ننویسیم .
بنویسم که سال جدید مبارک .
بنویسم که چند روز پیش فکر می کردم که این سنت های ایرانی مثل چهارشنبه سوری ، نوروز و ... چقدر زیباست .
بنویسم که باعث می شود آدمها کمی مهربانتر و به هم نزدیکتر شوند .
بنویسم که آدم شدیدا یاد خاطرات دوران کودکی اش می افتد .
بنویسم که فکر می کردم امسال چقدر تعطیلات برایم کم است و کاش بیشتر بود !
بنویسم یاد مسافرتها ، عیدی ها ، پیک های شادی به خیر .
بنویسم که یکسال دیگر گذشت و چقدر زود می گذرد .
بنویسم که امسال دعا کردم که سال خوبی برای ایران باشد ، سالی بدون جنگ ، با آرامش ، صلح و آزادی و برای خودمان سالی سرشار از موفقیت و پرپول توام با تندرستی و نشاط ...